خرید بک لینک

+تنها کسی که وختی مرد خیلی

واسش گریه کردم زنداییم بود ...

حتی وقتی مامانم اومد

منو از خواب بیدار کرد

گف پاشو مامان بزرگت(مامان بزرگ پدریم)مرده کاملا ریلکس گفتم عه؟

و نشستم پشت مانیتور

طبق عادت هر روزم

آهنگ باز کردم...

از اولم خیلی به فامیلا وابسته نبودم

که بخوام واسه مردنشون گریه کنم...

الانم اصلا آخرین باری که گریه کردم

یادم نیس کلا...

یادم رفته باهام چی کار کردن دقیقا...

ولی خوب یادمه چه حسی داشتم

اون روزا=)

برچسب: نویسنده: رادین حیدری تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:28

صفحه بندی